الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني ( مترجم : ساعدي )
318
رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي )
است . بنابراين ، بخشى از اين صحرا از خراسان و قومس ، و برخى ديگر آن از سيستان و قسمتى از آن مربوط به كرمان و فارس و اصفهان است . در لباب گويد ، جهرم ، به فتح جيم و سكون ها و فتح راء بىنقطه و آخر آن ميم . از شهرهاى فارس است « 1 » در كتاب اطوال ، طول جهرم ، 79 درجه ( عط ) و عرض جغرافيايى آن 408 درجه ( تحج ) نوشته شده است . از ابن حوقل نقل شده است : از سيراف تا شيراز به اندازه شصت فرسخ و از شيراز تا استخر به اندازه دوازده فرسخ ، و از شيراز تا كازرون به مقدار بيست فرسخ ، و از كازرون تا جنابه به اندازه بيست و چهار فرسخ ، و از شيراز تا جنابه چهل و چهار فرسخ ، و از شيراز تا اصفهان هفتاد و دو فرسخ ، و از شيراز به طرف مغرب تا اوّل حدود خوزستان شصت فرسخ ، و شهر ارجان در آخر حدود فارس و در مرز خوزستان است . و از شيراز تا فسا بيست و هفت فرسخ ، و از شيراز تا بيضا هشت فرسخ ، و از شيراز تا دارابجرد پنجاه فرسخ ، و از مهروبان تا قلعه ابن عماره كه طول فارس و در كنار دريا واقع شده است به اندازه صد و شصت فرسخ است . و قلعهء ابن عماره قلعهء سربهفلككشيدهاى است كه كنار دريا بنيان ، و دربارهء آن گفته شده است : پادشاه اين دژ ، همان كسى بوده كه خداى متعال در سورهء كهف آيه 79 فرموده : . . . وَ كانَ وَراءَهُمْ مَلِكٌ يَأْخُذُ كُلَّ سَفِينَةٍ غَصْباً در پى آنها پادشاهى است كه هر كشتى را غاصبانه در اختيار خويش درمىآورد . و اين دژ اكنون ويران شده است و هرگاه مسافرى از سيراف عازم دژ ابن عماره
--> ( 1 ) - فرصت در آثار عجم مىنويسد : جهرم ، بر وزن جعفر در سمت جنوب شيراز واقع شده و بيست و هشت فرسنگ از شيراز دور است و در دامنه كوهى واقع شده كه آن را كوه البرز گويند و سرزمينى گرمسير و حاصلش غله و ميوه و خرما است . مردمانش بابضاعت و عياشند و حصير جهرميه آن معروف است و اين شهر را بهمن بنا نهاده ، در اين عصر آقاى محمّد كريم اشراق كتابى در شرح احوال بزرگان جهرم تأليف و طبع كرده در آنجا مىنويسد : شهر جهرم را هماى دختر بهمن بنيان كرده و ممكن است نام اين شهر كهرم بوده بعدها جهرم به فتح را و اكنون جهروم را ، به ضم راء مىخوانند - م .